السيد محمد حسين الطهراني
37
معاد شناسى (فارسى)
11 - و چون نفس خود را بر اساس مبايعه و خريد و فروش ، از حكومت و سرزمين دنيا به حكومت و سرزمين بهشت منتقل كردم ، 12 - حجاب نفس را از رؤيت و لقاى حضرت معبود برداشتم ، به اينكه نقاب را بالا زدم ، پس آن حضرت پاسخ دعاها و تمنّاهاى مرا داد . 13 - و من خودم جَلاء آئينهء ذات خود از زنگار صفات خود شدم . و از من اشعّهاى بيرون تراويده ، گرداگرد ذات مرا گرفت و بر آن محيط شد . 14 - و من خودم را بر خودم شاهد گرفتم ؛ چون هيچ موجودى در شهود من غير از من نبود ، كه با من برخورد و تزاحم داشته باشد . 15 - پس آن كسى كه صفات مرا به من ببيند ، جليس و همنشين من است . و آن كسى كه به جهت احتجاب من ، مرا به صفات من ببيند ، در منزل من فرود نيامده است . 16 - همچنين آنكه مرا به فعل من بشناسد ، نسبت به من جاهل است . و كسى كه فعل مرا به من بشناسد ، حقيقتاً به من عارف است . 17 - پس سخن گفتن من ، درحالىكه كلّ وجود من زبان است كه از خود حكايت مىكند و حديث مىنمايد ؛ و نگاه كردن من ، درحالىكه كلّ وجود من چشم است كه براى نگاه كردن در خود من است ، 18 - و شنيدن من ، درحالىكه كلّ وجود من به جود و عطا شنواترين نداهاست ؛ و درحالىكه كلّ وجود من در دفاع و ردّ پستى ،